|
بابك ؛ 17 ساله ؛ جواني بشاش و پر شور كه در سال 85 به دنبال تصادف شديد موتور سيكلت دچار عوارض شديد از جمله شكستگي فك مي شود . پس از اقدامات اوليه درماني در بيمارستان سلامت خود را به لطف خداوند باز مي يابد اما بيشتر دندانهاي وي از ريشه شكسته و يا آسيب جدي ديده اند . پس از مراجعه به دندانپزشك ؛ وي ناچارمي شود به جز دو دندان فك پايين كه امكان ترميم دارند ؛ بقيه دندانهاي شكسته را بكشد. و همين امر مشكل بزرگي را براي او ايجاد مي كند . بابك با اين وضعيت قادر به جويدن غذا نيست و به اجبار مايعات مصرف مي كند .
او براي حل مشكل دفعات متوالي به مطب هاي دندانپزشكي مراجعه مي كند اما جواب همه يكي است . با توجه به سابقه شكستگي فك و وضعيت موجود ؛ ترميم دندانها فقط از دندانپزشك متخصص پروتز بر مي آيد . كه آنهم در نهايت با در نظر گرفتن تمام تخفيف ها هزينه اي نزديك يك ميليون تومان را طلب مي كند . رقمي كه از دايره توان مالي خانواده بابك خارج است . و بابك مي ماند و دو دندان در فك پايين و دو سال مصرف مايعات و غذاهاي له شده . تا جاييكه به گفته خودش ( خوردن نان و پنير و سبزي ) به يكي از آرزوهاي بزرگش تبديل مي شود . علاوه بر اين مشكل بابك در حرف زدن و اداي كلمات و همچنين تغيير شكل ظاهري صورت وي ؛ در رفته رفته منجر به دوري از جمه و گوشه گيري بابك مي شود كه اين امر به نوبه خود بر مشكلات خانواده مي افزايد .
در دي ماه سال 86 ؛ خانم ( فاطمه - ف ) یکی از هموطنان ساكن انگلستان ؛ پس از آگاهي از وضعيت بابك پرداخت هزينه هاي درماني او را بر عهده گرفتند . كار درمان بابك توسط آقاي دكتر اجلالي متخصص پروتز با موفقيت انجام شد و امروز بابك كار مي كند ؛ در فعاليت هاي اجتماعي شركت مي كند و دوباره به همان جوان پرشور تبديل شده . مهمتر از همه اينكه خوردن نان و پنير وسبزي ديگر براي بابك يك رويا نيست . |