|
دکتر عنایت اله شهیدی ( فلوشیپ تخصصی تخصصی رواندرمانی شناختی - رفتاری )
این روزها از استرس یا فشارهای روانی زیاد سخن به میان میآید و همهی ما این واژهها را هنگام بیان مشکلاتمان به کرّات به کار میبریم. متأسفانه اغلب ما در شرایطی زندگی میکنیم که اوقات فراغت چندان معنایی ندارد و به ندرت فرصتی برای یک فعالیت مفرح و یا حتی یک گپ و گفتگوی معمولی به دست میآید. قرار گرفتن در معرض شرایطی که برای سلامت جسمی و روانی یا موقعیت اجتماعی ما تهدیدزا محسوب میشوند، فشار روانی زیادی بر ما تحمیل میکند. تحقیقات نشان میدهند که 80 درصد مراجعه به پزشک به علت استرس یا بیماریهای ناشی از آن است. در واقع استرس میتواند به صورت یک بمب ساعتی عمل کند و بستری مستعد برای ایجاد یا تشدید انواع بیماریها فراهم آورد. بعضیها برای فرار از استرس از روشهای کوتاهمدت و به ظاهر مؤثر مثل پناه بردن به دخانیات، الکل و یا مواد مخدر استفاده میکنند و از آنجایی که با این کار به طور موقت از فشار روانی میکاهند به این روش ادامه میدهند و در واقع گرفتار معضل بزرگتری میشوند و از چاله به چاه میافتند.
استرس تنها یک محرک نیست بلکه فرایندی است شامل تعاملها و تطابقهای دایم میان فرد و محیط که هر یک بر دیگری اثر میگذارد و متقابلاً از آن اثر میپذیرد. استرس در عین اینکه در برگیرندهی عوامل تنشزا است، تحت تأثیر رابطهی میان فرد و محیط نیز قرار دارد. ما زمانی که شرایط محیطی خاصی را برای موقعیت اجتماعی یا سلامت روانی و جسمی خود، تهدیدزا ارزیابی میکنیم دچار فشارهای روانی میشویم. در واقع شیوهی تفسیر و تفکرات و باورهای ما در مورد یک تجربه یا اتفاق زندگی، بیش از خود آن اتفاق بر احساسات و هیجاناتمان اثر میگذارند. به عبارت دیگر قسمت عمدهی فشارهای روانی، ناشی از عوامل بیرونی نیستند بلکه حاصل عقاید و باورهای ما میباشند. موضوعی که امروز برای شما تولید استرس میکند، ممکن است فردا باعث استرستان نشود و چیزی که برای شما فشار روانی محسوب میشود ممکن است برای یک فرد دیگر فشار روانی به حساب نیاید. خوشبختانه عدهای این توانایی را دارند که یک موقعیت بالقوه تنشزا را به عنوان فرصتی برای تلاش بیشتر و نمایش تواناییهای خود ارزیابی کنند. مسلماً این افراد استرس کمتری تحمل میکنند.
رویدادهای تنشزا یا Stressor معمولا در یک یا چند مقولهی زیر میگنجند:
1- رویدادهای آسیبزا شامل موقعیتهای بسیار مخاطره آمیزو فراتر از دایرهی تجربه های معمولی انسان:
فاجعههایی مانند زلزله، سیل، جنگ، سوانح هوایی و سوانح شدید جادهای از این دست به حساب میآیند.
2- رویدادهای مهارناپذیر: هر اندازه که رویدادی مهارناپذیرتر به نظر برسد بیشتر احتمال دارد به صورت رویداد تنشزا ادراک شود.
از جملهی آنها میتوان به مرگ یک دوست محبوب، مرگ یکی از اعضای خانواده، اخراج از کار و اطلاع از ابتلا به بیماری وخیم خود شخص اشاره نمود.
نکته: ارزیابی هر رویداد به عنوان یک اتفاق مهارناپذیر به اندازهی مهارناپذیری واقعی آن، موجب ادراک تنش و استرس میشود.
3- رویدادهای پیش بینی ناپذیر: حتی وقتی کنترل و اختیاری بر وقوع رویدادی که موجب فشار روانی میشود نداشته باشیم، اگر بتوانیم آن را پیشبینی کنیم از شدت استرس کاسته میشود.
مانند احتمال همیشگی پرسیدن سئوال و یا گرفتن امتحان غیرمنتظره از دانش آموزان و پیش آگاهی مبهم یک بیماری. در برخی از حرفهها مانند آتشنشانی، پیشبینیناپذیری رویدادها فشار روانی فراوانی را بر پرسنل وارد میکند.
4 - رویدادهایی که بالاترین توان فرد را به چالش میکشند و با محدودیتهای وی درمیآویزند: چنین موقعیتهایی نوع نگرش به خویشتن و خودپندارهی ما را متزلزل میسازند.
امتحانات سخت مثل کنکور و رقابتهای ورزشی در سطوح بالای توان فردی از این نوع محسوب میشوند.
وقتی ما در معرض فشار روانی قرار میگیریم، به طور خودکار واکنشهایی در بدنمان ایجاد میشوند که به دو دستهی واکنشهای روانشناختی و جسمی قابل تقسیمبندیاند.
الف) واکنشهای روانشناختی:
اضطراب: شامل ترس، احساس تنش، دلشوره و نگرانی در مورد پیامدهای موقعیت ایجاد شده.
خشم و پرخاشگری: بر اساس فرضیهی ناکامی-پرخاشگری، چنانچه فردی در انجام کارها، کسب موفقیتها و یا ایجاد ارتباطات مناسب ناکام بماند دچار خشم و پرخاشگری میشود. این پرخاشگری در درجهی اول نسبت به عامل ناکام کننده خواهد بود. ولی گاهی عامل ناکام کننده به گونهای است که نمیتوان آن را مورد پرخاش قرار داد. گاه خاستگاه ناکامی، مبهم و ناملموس است و شخص نمیداند به چه چیزی حمله ببرد و با پیدا شدن احساس خشم به جستجوی محملی برمیآید تا هیجانش را نثار آن کند. گاهی کسی که ناکامی را ایجاد کرده چنان نیرومند است که حملهور شدن به او خالی از خطر نیست. هنگامی که راه برای حملهی مستقیم به خاستگاه ناکامی بسته باشد، ممکن است پرخاشگری جابجا شود. در این شرایط عمل پرخاشگری به جای علت واقعی، متوجه شخص یا شئ بیتقصیری میگردد. برای نمونه کسی که در محل کارش با مشکلاتی مواجه شده، خشم و غضب بیرون نریختهی خویش را بر سر خانوادهاش میریزد، دانشجویی که از نمرهی غیرمنصفانهی استادش خشمگین است با هماتاقیش درگیر میشود، کودکی که در فعالیتهای مدرسه ناکام شده به جان وسایل مدرسه میافتد و نوجوانی که در ایجاد ارتباط صمیمی و یا حضور در گروههای همسالان ناموفق بوده، با برادر یا خواهر کوچکترش درگیر میشود.
3- افسردگی و خمودی: هرچند پاسخ معمول انسان به ناکامی، پرخاشگری است با این حال رفتار وارونهی آن یعنی کنارهگیری و خمودی نیز رواج دارد. وقتی شرایط استرسزا استمرار پیدا کند و شخص توفیقی در حل و فصل آن نداشته باشد، بر اساس نظریهی درماندگیٍ آموخته شده، ممکن است دچار خمودی عمیق و افسردگی شود. به عنوان مثال وقتی فردی دچار یک بیماری صعبالعلاج میشود و علیرغم انجام تلاشهایی برای درمان ناکام میماند، دست از تلاش بیشتر برمیدارد و دچار افسردگی میگردد. همچنین گاهی مشاهده میشود که زنان تحت ستم شدید همسر، علیرغم وجود فرصت برای دور شدن از روابط ستمگرانه، همچنان به این روابط تن میدهند.
4- اختلالات شناختی: در صورت وجود فشار شدید روانی گاهی شخص دچار علایمی نظیر عدم تمرکز، فراموشی، ناتوانی در تفکر منطقی و حل مسأله و همچنین پر شدن ذهن از افکار منفی میشود. این حالات، توانایی فرد برای رویارویی منطقی و مدیریت استرس را کاهش میدهد.
ب) واکنشهای بدنی:
هنگام تجربهی استرس، واکنشهای بدنی ایجاد شده، میتوانند ضمن ایجاد آسیبهای بدنی، باعث تشدید ارزیابی منفی فرد از موقعیت گردند. این واکنشها عبارتند از افزایش ضربان قلب، گشاد شدن مردمکهای چشم، افزایش فشار خون، افزایش تعداد تنفس در دقیقه، تشدید تنشهای عضلانی و اسپاسم، بالا رفتن قند خون و همچنین ترشح برخی هورمونها.
فشارهای روانی با دو مکانیسم زیر برای سلامت انسان مضرند و موجب بروز بیماریها میشوند:
1- استرس میتواند با اثر مستقیم بر واکنشهای بدنی و ترشح هورمونها و از طریق پرفشاری خون، ایجاد بینظمی در ضربان قلب، افزایش کلسترول و تشدید فعالیت انعقادی خون، باعث تصلب شرایین و افزایش احتمال بروز حملات قلبی و مغزی شود. همچنین طی تحقیقات مختلف، تأثیر استرس بر اختلال سیستم ایمنی به اثبات رسیده است. جالب توجه است که هیجانهای مثبت و برخورداری از حمایتهای اجتماعی مطلوب موجب تقویت سیستم ایمنی و هیجانات منفی و فشارهای روانی باعث تضعیف آن میشوند.
2- از سوی دیگر فشارهای روانی توسط مسیری غیرمستقیم از طریق تغییرات رفتاری و با افزایش رفتارهای پرخطر، سلامتی فرد را به مخاطره میاندازد. در شرایط استرس، بسیاری از مردم با مصرف سیگار، الکل، قهوه و حتی مواد مخدر به عنوان راهکاری موقت سعی در کاهش تنشها دارند. در این موارد وعدههای غذایی و ساعات خواب دچار بینظمیهایی میشوند، شخص مراقبتهای بهداشتی را به تأخیر میاندازد و از دستورات پزشک کمتر پیروی میکند.
در پایان با توجه به نکات ذکر شده همان طوری که قبلاً ذکر شد، استرس سلامت جسمی و روانی فرد را به خطر میاندازد و توان تصمیمگیری منطقی و حل مسأله را از وی سلب میکند. با در نظر داشتن این واقعیت که همیشه در اطرافمان ممکن است اتفاقاتی رخ دهند که باب میل ما نباشند، لازم است همهی ما به ابزاری برای رویارویی با فشارهای روانی مجهز باشیم. در فرصتهای بعدی راهکارهای کاربردی و بسیار مفیدی را برای مدیریت استرس به خوانندگان عزیز معرفی مینمایم. امیدوارم همهی هموطنان گرامی قادر باشند با این شیوهها زندگی آرامتر، شادتر و سالمتری داشته باشند. منتظر مقالات بعدی ما باشید.
Newer news items:
Older news items: |