Pezeshki.net
 
Pezeshki.net Pezeshki.net Pezeshki.net
 
 

نسخه جدید سایت

بازدید کننده محترم :

با تشکر از شما ، با توجه به اینکه سایت با نسخه جدید راه انداری گردیده است خواهشمند است برای مشاهده مطالب جدید از این ادرس استفاده نمایید .

http://www.pezeshki.net

 

نسخه جدید سایت

 
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
 

تزریق واکسن انفلوانزا

سلامت در ...

Login Form






رمز عبورتان را فراموش كرده ايد؟
هنوز ثبت نام نكرده ايد? فرم ثبت نام

مجله تندرستی

اطلاعات دارویی بهداشت دهان و دندان کودک سالم بهداشت کار بهداشت بارداری پوست ، مو ، زیبایی نکته ها بهداشت ازدواج بهداشت مادر و کودک بهداشت سالمندان بهداشت روان چشم پزشکی
   
اینجا آخر دنیاست چاپ ايميل

آرزو رستمزاد

 


اینجا آخر دنیاست. نه! اینجا آخر ِ "آخر دنیا"ست. بهشت زهرا را هم باید رد کنی... به کیلومتر می رسد؟ حتما!... شاید... چه می دانم! اصلا فرقی هم دارد؟...

اینجا آخر دنیاست. مرده ها را می برند بهشت زهرا... زنده هایی که از مرده گذشته اند را هم، اینجا! آنجا خدا جواز اسکان می دهد و اینجا بنده های عاقل خدا!

آسایشگاه کهریزک نیست... آن را هم باید رد کنی تا برسی اینجا... اینجا آخر دنیاست...

مرده ها را رد کرده ایم... به زنده هایی رسیده ایم که چادرهای کُدری شان، چشم های تنگ شان، کله های زاویه دارشان می گوید مهاجرند: افغانی. مرده ها را رد کرده ایم و رسیده ایم به جایی که زنده هایش میان خاک و دود اتوبان نشسته اند و ناهار می خورند؛ کوکتل:350 تومان! مرده ها را رد کرده ایم و رسیده ایم به جایی که هر ماشینی بجز وانت، پیکان و کامیون، اهالی اش را خیره می کند! مرده ها را رد کرده ایم و رسیده ایم به زنده هایی که کار می کنند و حواسشان نیست که زنده اند! مرده ها را رد کرده ایم و رسیده ایم به زنده هایی که فقر به موازات نفس کشیدنشان رشد می کند! مرده ها رد کرده ایم و...

 

***

 

زمان: راکد... مکان: آخر دنیا... نه! تصحیح می کنم: آخر ِ "آخر دنیا"!

 

 

آسایشگاه را رد می کنی... پس کوچه ای را بالا می روی... سمت چپ... دری بزرگ که تابلوی سردرش نشان می دهد: بیمارستان هاشمی نژاد.

 

 

هنوز تو نیامده، مقابلت ظاهر می شوند.

 

سن: همه سنی... جنس: هر دو جنس... وضعیت: ؟؟؟ می شود تا آخر این نوشته را علامت سوال گذاشت...

 

نگاه همه اما یک مدل است... ملتمسانه، رنجور، منتظر... انگار با همه وجود، تو را به خود می خوانند... انگار هر کدام نقشه فراری را در ذهن می کشند که قرار است وقت رفتنت، با تو عملی اش کنند! انگار هر کدام می خواهند یک عمر به تو وابسته شوند... انگار...

 

و تو چقدر کمی... حتی برای یکی از این ها... حتی اگر یک عمر... حتی اگر ...

 

***

 

فضای مرده... بوی غم... سکوت... تکرار... تکرار... تکرار... این همه زندگی این بیماران است. بیمار؟! نمی دانم... از رده خارج؟! نمی دانم... مرده؟!...نه! این یکی را می دانم... مرده نیستند... بهشت زهرا را رد کرده ایم و این یعنی که این ها از مرده هم...

 

اینجا آخر دنیاست... نه! اینجا آخر ِ "آخر دنیا"ست! جایی که اسمش را گذاشته اند بیمارستان هاشمی نژاد.

 

***
پسر، جوان است. به زور سنش به 25 سال می رسد. کنار پیرمردی نشسته... روی ویلچر... سرش کج شده روی شانه...خیره می شود در من... سر به زیر و ملتمسانه... خیره می شوم روی زمین... شرمنده و بدهکار... یعنی من حق او را خورده ام؟! یعنی ممکن است من...

 

زنی لباس هایش را شسته، پودر به دست وارد حیاط می شود... اینجا همه فقط به همدیگر نگاه می کنند. انگار کسی بلد نیست حرف بزند.

 

غریبه ها را که می بینند، زبانشان باز می شود انگار! پیر مردی جلوی راهم را می گیرد: پول بده. تو رو خدا! پول بده... پول بده... می خوام سیگار بخرم...

 

آنقدر پشت سر هم درخواست می کند که زبانم بند می آید برای کلمه ای گفتن... دست به جیب می شوم...

 

* سیگار می خوام... داری؟ این را زنی می گوید که لااقل 5 برابر وزن طبیعی اش وزن دارد...

 

- ندارم.

 

* پول بده برم بخرم.

 

- برات خوب نیست.

 

* پس نوشابه برام بخر؛ خانواده.

 

می خرم... تاید هم می خوام... می خرم... سیگار... نه! نمی خرم... نوشابه را می دهم دستش. ذوق می کند... می خندد... از ته دل...

 

نشسته است کنار دو پیرمرد و تنها خوری می کند... یک قطره تعارف؟! در مرامشان نیست انگار... خود خواهی فرزند انزواست!

 

***

 

اینجا آخر دنیاست. بیمارستان هاشمی نژاد. و همین لفظ بیمارستان است که همه کمک ها را سرازیر می کند آن طرف... توی آسایشگاهی که در قیاس با اینجا بهشت است؛ به معنای واقعی کلمه بهشت است... کهریزک را می گویم. برای مردم، واژه "بیمارستان" انگار قلدرتر از "آسایشگاه" به نظر می رسد!

 

 

 

ساختمان بیماران را می خواهم؛ برای ملاقات. مردی از پرسنل راهنمایی ام می کند: " طبقه دوم زن ها هستند... ساختمان آن طرف را هم که فکر نمی کنم مایل باشید ببینید... از کار افتاده ها آنجا هستند." می خواهم بیشتر بدانم. می گوید:" فلج ها... نقص عضله ای ها... بیماران این بخش از همین جا یک راست می روند بهشت زهرا..."

 

بیماران این بخش؟ مگر بیماران سایر بخش ها قرار است کجا...؟؟؟

 

***
اینجا آخر دنیاست... بیمارستان هاشمی نژاد... بخش زنان... فضایی تاریک... نمور... گرفته... هوا به شدت منقبض است. صدایت توی راهروی خالی هم پژواک ندارد حتی! اتاق ها را یک به یک شروع می کنم. توقع دارم آدم های منتظری را ببینم که می آیند طرفم، لبخند می زنند، مشتاق درد دلند... اما خبری نیست... همه خوابند... توی لباس های صورتی ... و یادم می آید که نوزادان را هم لباس صورتی می پوشانند!...

 

***
اینجا آخر دنیاست. نه! اینجا آخر ِ "آخر دنیا"ست! بوی مرگ می آید... اتاق مادربزرگ روزهای آخر عمرش همین بو را می داد... بویی که نمی توانی بگویی خوب است یا بد... نه آنقدر مشمئز کننده است که فرار کنی و نه آنقدر خوشایند که نفست را عمیق... برای من که روزهای آخر مادربزرگ را دیده بودم، فقط تداعی مرگ است و وحشت مزمنی که از یادآوری جنازه مادربزرگ حس می کنم...

 

اتاق اول... اتاق دوم... اتاق سوم... همه شکل هم... همه خوابیده در فضای کسالت بار آن دخمه ی نمور و تنگ و تاریک... انتهای هر تختی ابتدای تخت دیگر است... اینجا هیچ چیز استاندارد نیست... از خلق آدم ها گرفته تا در و دیوار اتاق ها... اینجا آخر دنیاست! نه! اینجا آخر ِ "آخر دنیا"ست!

 

***
پایم به در اتاق سوم می رسد... نمی دانم تکرار مرا به عقب می راند یا تداعی این بوی عجیب منحصر به فرد. حتی می ترسم یک قدم جلوتر بروم. بغضم می گیرد و نمی دانم از وحشت است یا ترحم...

 

بر می گردم. حیاط... نگاه پسر... حق؟... و من باز نمی توانم سرم را بالا نگه دارم...شرمنده ام... بیهوده و بجاش را نمی دانم... شرمنده ام... تنها همین!

 

***
اینجا آخر دنیاست... جایی که زنده ها نفس می کشند و یادشان رفته آسمان زندگی چه رنگی است... جایی که تو هر قدر مهربان... هر قدر فداکار... هر قدر توانا... باز برای فهمیدن حتی یکی از آن ها، ناچیزی. چه رسد به فهمیدن این همه... این همه... این همه ای که شاید تا فردا هم شمارششان تمام نشود...

 

ته تهران... آن ور بهشت زهرا... بیمارستان هاشمی نژاد...

 

اینجا آخر دنیاست... نه، تصحیح می کنم! اینجا آخر ِ "آخر دنیا"ست!


Newer news items:

 
< بعد
   

در آيينه وحي

 

 

راهبرد سلامت ايرانيان

رمضان، عید عاشقان

از ما بپرسید...

املاک سلامت


آمار سایت

 

 
 
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
 
pezeshki.net  
Iranian Medical Network Information Site Iranian Medical Network Information Site Iranian Medical Network Information Site Iranian Medical Network Information Site Iranian Medical Network Information Site
  Advertisement
 
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
pezeshki.net pezeshki.net pezeshki.net
   
pezeshki.net pezeshki.net Pezeshki.net